ویــژه هــا

آرشیو مطالب : مذهبی

فاطمه ، باطنه ی عالم هستی

فاطمه ، باطنه ی عالم هستی

شطحی در مدح بانوی آب وآیینه ، جلیله جبروت و محبوبه ملکوت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) :

-------------

در کوهپایه های الوهی زیر جنگلی از شجره ی طوبا  ابشاری از جلال جاریست . درست بر  لب این شقایق، خانه ی گلینی ساخته اند از سفال روح که در ان محبوبه ی الهی نشسته است. دوشیزه ی وحی، این خانه گلین همه ی تاریخ اسلامی است. تاریخی پر از خروش سربدارن و طغیان رودخانه ی بردگان. در عین حال معماری این خانه از همه سو جاویدان است .چلچراغی از چشم مشتاقان بر تالار سرمه افروخته اند.کلید های مفاتیح الجنان باز می شود و روضه ی رضوان بهشت به گوش می رسد. این باغ ملکوت است. یعنی گهواره ی فرشتگانی که بابا اب داد نیایش را از فاطمه فرا می گیرند. فاطمه قالیبافی نماز می آموزد. فاطمه پرورش دادن گلها را تدریس می کند.فاطمه نوازش نوزادان را به مادران تعلیم می دهد..

فاطمه زیبایی را عفت دوزی می کند، فاطمه، عصمت بافی را به دوشیزگان تجلی یاد می دهد.هیچکس زیباتر ازفاطمه خدا را اواز نمی کند. هیچکس زیبا تر از فاطمه گلدوزی ملکوت بلد نیست.هیچکس متضرعانه تر از فاطمهدوست را صدا نمیکند. و فاطمه قنوتی است که خداوند در ان خود را درود می گوید.

محم، گل است. علی بلبل است و فاطمه عطر. عط زهرا از گریبان گل محمدی بر می خیزد و بلبل خیبر نوا را بر می انگیزد.و خداوند در ایت تثلث مقدس ارمیده است. در وحدانیت لا یزالکه از سه پاشویه ی جبروت فرو می ریزد

رودخانه ی گلها جاری می شوند و بلبل ها به ابتنی عطرها می روند. ملکوت زیباترین باغ عالم است.اینجا ستارگان گردنبند فاطمه اند.و ماه، پیشانی محبوبه ی جهان است.و ملکه ی جهان گل مادریست که گل سپید حسن را پرورش داده است و شقایق خونین حسین را شیر داده است.به اشک های زینب شیوه ی شمشیر زنی اموخته است.

فاطمه نیمه ازلی از انسان کامل است.فاطمه قلب و علی خون محمد است.علی و فاطمه دو پاره محمد اند.و محمد یک پارچه احد است .محمد عبارت از علی و فاطمه است.و فاطمه شرم محمد استو فاطمهخلوت عارفانه محمد است و علی ذوالفقاریست که از ابروی محمد تکلم می کند. و علی عضلات پیچا پیچ الهی است که در بازوان محمد پیچیده اند. علی کلمه رمز بین احمد و احد است.علی پچ پچ خداوند در گوش مصطفاست.

و فاطمه ایینه بزم معراج است.و فاطمه لعلی خلق عظیم ترین  مهربانی هاست . اگر فاطمه نباشد سیادت سبزها از بین میرود. اگر فاطمه نباشد  شیرازه ی ظهور گسیخته می شود و نسل خداوند منقط می ماند. و فاطمه آل الله است و خلق عیال الله اند که از برکت فاطمه روزی می خورند. و اب که مایه حیات است مهریه محبت اوست.هو الزمزم و هوالکوثر.هوالطور و هواالحرا و فاطمه،باطنه ی عالم است...

(رودخانه رویا ، مرحوم احمد عزیزی )

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

ghods

لزوم تأکید بر «محبوبیت» حضرت زهرا(س)

لزوم تأکید بر «محبوبیت» حضرت زهرا(س)

محبوبیت حضرت زهرا(س)، محور فاطمیه

 محبت حضرت زهرا(س) در انسان‌ها بسیار تأثیرگذار است؛ و می‌توان آن‌را محور فاطمیه فرض کرد؛ به‌حدی که مظلومیت و شهادت حضرت زهرا(س) را می‌توان فرعِ آن تصور کرد.

گاهی ممکن است مظلومیت کسی او را محبوب کند، ولی در فاطمیه این محبوبیت حضرت زهرا(س) است که بدون مظلومیت هم در دل می‌نشیند و حتی مظلومیت ایشان را غیر قابل تحمل می‌کند.

1- لزوم تأکید بر محبوبیت حضرت زهرا(س) در جامعه جهانی

تأکید بر محبوبیت حضرت زهرا(س)، در جامعه جهانی اثرگذارتر از مظلومیت ایشان است و بیشتر مورد توجه جهانیان قرار خواهد گرفت.  

 مقابله با فضایی که اسلام را خشن معرفی کرده است زیرا محبت، زبان مشترک همۀ انسان‌هاست، محبت، ندای فطرت است.

2- لزوم تأکید بر محبوبیت حضرت در جهان اسلام 

محبوبیت حضرت زهرا(س)، عامل وحدت

در جهان اسلام هم اختلافی بر سر محبوبیت حضرت زهرا(س) نیست. لذا مصلحت ایجاب می‌کند که هم در جامعه جهانی و هم در جهان اسلام، محبوبیت حضرت زهرا (س) را مطرح کنیم.

محبت حضرت زهرا(س) می‌تواند محور وحدت شیعه و سنی در مقابل دشمنان اسلام قرار گیرد. ایشان دختر پیامبر(ص) است و ما چه شیعه و چه سنیدوستش داریم.

 3- لزوم تأکید بر محبوبیت حضرت در جامعه شیعی

 نقش «محبوبیت» حضرت در «رشد» جامعۀ شیعی

ما باید اینقدر حضرت زهرا(س) را دوست داشته باشیم، که حتی اگر ایشان رحلت فرموده بودند و شهید نشده بودند، باز هم این چنین احساس مصیبت کنیم و بسوزیم.  جامعۀ مؤمنانه ما به این رشد نیاز دارد. ما باید خود را آموزش دهیم و تربیت کنیم، که فقط برای امام مظلوم اشک نریزیم و نسوزیم. ما می‌خواهیم در رکاب امام زمانی بمیریم که در اوج اقتدار خواهد بود نه در اوج مظلومیت. 

 نقش «محبوبیت» حضرت در «اصلاح» جامعۀ شیعی

در فرهنگ جامعۀ ما، آن چیزی که خوب دیده می‌شود «احترام» به حضرت است. امّا احترام را با «محبوبیت»، اشتباه نگیریم. این محبوبیت هنوز در جامعۀ ما جایِ کار دارد. افزایش این محبوبیت در بین افراد جامعه، بسیاری از مشکلات اجتماعی و فرهنگی ما را حل خواهد کرد.

1. اصلاح رفتار و منش زنان جامعه
اگر «محبت» نسبت به حضرت زهرا(س) در میان زنان ما افزایش بیابد، بی‌حجابی به همین صورت محال می‌شود.

2.بالا رفتن سطح معنوی زنان
زنان نیمی از جامعه نیستند؛ همۀ جامعه‌اند؛ به دلیل  تأثیر ویژه‌ای که در خانواده و تربیت فرزندان دارند. کافی است با رواج محبوبیت حضرت زهرا(س) زمینة توجه زنان به ایشان بیشتر شود. وقتی عظمت این محبوبیت در جامعه رواج پیدا کند، زنان از اینکه یک زن در دین این‌قدر اهمیت دارد و این‌قدر مورد علاقه و احترام جامعه است، احساس «هویت» خواهند کرد؛ در نتیجه دینداری و معنویت برای آنها راحت‌تر خواهد بود.

3. بالا رفتن اقتدار جامعه
خداوند آخرین امامش را با «رعب» نصرت میکند. رعب، از شجاعت پدید می‌آید و شجاعت از قلب محکم و قلب وقتی محکم میشود که از محبت به مولا پُر شده باشد. 

4. «محبت» اصلاح کننده «عمل» و «اندیشه» آحاد جامعه


4- لزوم تأکید بر محبوبیت حضرت در جان ما

در فاطمیه، سوختن و گداختن برای مظلومیت حضرت زهرا(س) قیمت بالایی دارد اما اینکه برای محبوبیت حضرت زهرا(س) بسوزی و گداخته شوی، خیلی دشوار‌تر است و قیمت بالاتری هم دارد.

 یک اصل طلایی در اصلاح دل

غرفه‌های دل به هم ربط دارند؛ اگر یک خوبی در دل تقویت شود، این خوبی، بدی‌ها را از غرفه‌های دیگر بیرون خواهد کرد.

 «محبت»؛ عامل تزکیه 

وقتی انسان به اسوۀ خوبی‌ها محبت پیدا کرد، کم کم محبت به سایر خوبی‌ها نیز در دل انسان رونق می‌گیرد.

 «محبّت»؛ عامل ولایت‌پذیری قلبی 

 «محبت»؛ تنها عامل رهایی از عجب و خودبینی

فقط عاشق‌ها هستند که هرچه خوب‌تر می شوند، بیشتر احساس نداری در مقابل محبوب می‌کنند.

استاد پناهیان

 

 

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

ghods

قناعت ثروت بی انتها

قناعت ثروت بی انتها

قناعت در کلام مولا على علیه‏ السلام :

1- اَطیَبُ العَیشِ القَناعَةُ؛                                               غررالحکم، ح 2918

خوش‏ترین زندگى، زندگى با قناعت است.

2- مِن شَرَفِ الهِمَّةِ لُزومِ القِناعَةِ؛                                    غررالحکم، ج6، ص44، ح9435
پایبندى به قناعت، از والایى همّت است.

3- اِنتَقِم مِنَ الحِرصِ بِالقَناعَةِ کَما تَنتَقِمُ مِنَ العَدُوِّ بِالقِصاصِ؛     کافى، ج2، ص138، ح3
از حرص، با قناعت انتقام بگیر، چنان که با قصاص از دشمن انتقام مى گیرى.

4- مَنِ اقْتَصَرَ عَلى بُلْغَةِ الْکَفافِ فَقَدِ انْتَظَـمَ الرّاحَةَ وَ تَبَوَّاَ خَفْضَ الدَّعَةِ؛  

نهج البلاغه، حکمت 371

هر کس به اندازه‏اى که او را کفایت مى‏کند، قناعت کند، به آسایش و نظم مى‏رسد و در آسودگى و رفاه منزل مى‏گیرد.

5- لَو لاخَمسُ خِصالٍ لَصارَ النّاسُ کُلُّهُم صالِحینَ: أوَّلُهَا القَناعَةُ بِالجَهلِ، الحِرصُ عَلَى الدُّنیا، وَالشُّحُّ بِالفَضلِ، وَالرِّیاءُ فِى العَمَلِ وَالعجابُ بِالرَّىِ؛
اگر پنج خصلت نبود، همه مردم جزوِ صالحان مى شدند: قانع بودن به نادانى، حرص به دنیا، بخل ورزى به زیادى، ریاکارى در عمل، و خود رأیى.

                                                                         غررالحکم، ج2، ص451، ح3260

 

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

behesht

تعریف خانوادۀ خوب

 تعریف خانوادۀ خوب

 ما درباره هر آنچه که با آن ارتباط داریم و با آن زندگی می کنیم، لازم است که تعریف و تلقی صحیحی داشته باشیم تا ارتباط ما با آن پدیده ها راحت تر  شود.

مثلا خانم، تعریفش از مادری چیست؟ مادری به نوعی جلوۀ مقام ربوبیت خداست! خدا بعضی از خصلت‌های خودش را به او داده که تو بیا بنده‌پروری کن، رب باش، در همان اندازه‌هایی که هستی. به یکی از بندگان من برس، من این مأموریت را به تو دادم!

 یا مثلا آقا، تعریفش از پدر بودن چیست؟ پدر رازق است، از این ‌جهت خیلی شباهت به این اسم باعظمت پروردگار پیدا می‌کند. 

 این تلقی‌ها خیلی مهم و تعیین‌کننده است! گاهی اصلاً نمی‌خواهد زیاد توصیه‌هایی برای اینکه آدم مراقب رفتار خودش باشد، مطرح شود، تلقی که درست باشد، رفتار هم درست خواهد شد.

 بسیاری از خانم‌ها و آقایان اصلاً تعریف درستی از همسری و شوهری ندارند! تغییر رفتار و حالات این‌ها سخت خواهد بود. 

تلقی درست از عروس شدن چیست؟

 تلقی درست از همسر بودن این است: خانمی که ازدواج می‌کند درواقع مسئولیت رسیدگی و خدمت کردن و حمایت از یک مرد را به عهده می‌گیرد.  گاهی شما باید رابطۀ مادری با او پیدا کنی، بفهمی چه زمانی عصبانی یا خوشحال می‌شود؟ حالات او را بشناسی، متناسب با حالات او رفتار بکنی! این خیلی مسئولیت بزرگی است.

 تلقی درست از داماد شدن چیست؟

 از آن‌طرف آقا داماد، باید در خودش این را ببیند که دیگر تو آن آقاپسر دبیرستانی یا دانشجوی مستقلی که هر طوری برای خودت زندگی می‌کردی نیستی؛ حالا باید دل خانمت را به دست آوری نه دل خودت را، باید مثل یک پدر از او نگهبانی و مراقبت کنی.

 تلقی درست از فرزند بودن چیست؟

 تلقی درست از فرزند بودن چیست؟ ببینید امام سجاد‌(ع) چه تلقی‌ای از فرزند بودن برای پدر و مادر؛ دارند. حضرت دعا می‌کنند: «خدایا من را نسبت به پدر و مادرم همانند عبدی نسبت به سلطانی که خیلی مقتدر و بی‌رحم است قرار بده که در آن حد از آنها بترسم و حساب ببرم. از طرف دیگر از جهت نیکی کردن مانند مادری باشم نسبت به طفل شیرخوار! و  اللّهُمّ اجعَلْنی أهابُهُما هَیْبَةَ السُّلْطَانِ الْعَسُوفِ، وَ أَبَرُّهُمَا بِرَّ الْأُمِّ الرَّءُوف‏»(صحیفه سجادیه، دعای 24) یک جوان نسبت به پدر و مادرش چه احساسی باید داشته باشد؟ عبد، عبدی که حساب می‌برد از پدر و مادر، به‌اضافۀ مادری نسبت به طفل شیرخوار! 

 ما اگر بخواهیم تعریف درست از بخش‌های مختلف زندگی پیدا بکنیم، باید چه کنیم؟ کمی این گفتگوها و مطالعه کمک می‌کند، ولی این‌ها کافی نیست.  گاهی آدم باید با اولیاء خدا زندگی بکند، از نزدیک معاشرت بکند تا یک تلقی خوب پیدا کند. 

بعضی‌ از فیلم و سریال‌ها که اصلاً تلقی‌های غلط به آدم می‌دهند! مثلاً خانم و آقایی، باهم دعوایشان شده است، حالا این خانم یا آقا الآن جا دارد که ببخشد، این سریال یا فیلم سینمایی می‌آید به او حق می‌دهد در مقابل شوهرش یا همسرش نامردی کند! و اصلاً این تلقی را ایجاد می‌کند که بله آقا، در زندگی حساب حساب است، کاکا برادر! نه عزیز من، بنا نیست این‌جور کش‌وقوس‌ها در زندگی باشد، تو اصلاً تلقی‌ات از زندگی اشتباه است. هم خانم و هم آقا در این مسابقه باخته‌اند و دارند باهم مسابقه در باختن می‌دهند!

«تعریف درست داشتن از زندگی و ...» در قرآن به «فرقان» تعبیر شده است. فرقان بینش بسیار عمیق و درستی است که باتقوا به دست می‌آید؛ إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً»(انفال، 29)

 به این سادگی نمی‌توان به تلقی درست رسید، مهم‌ترین مانعش هم خودخواهی انسان است. اگر خانمی خودخواه باشد، نمی‌تواند همسری را درک کند و تلقی درستی از نقش همسری پیدا کند! اگر یک آقایی هم خودخواه باشد نمی‌تواند همسری را درک کند! اگر کسی غرق خودش و غرق منافع و دوست‌داشتنی‌ها و لذت‌های خودش باشد دیگر نمی‌تواند درک صحیحی از دیگران پیدا کند.

استاد پناهیان

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

shahrekhoban

نقش نماز در زندگی انسان

نقش نماز در زندگی انسان

و نماز را به جای آر که همانا نماز است که اهل نماز را از هر کار زشت و منکر باز میدارد و همانا ذکر خدا بزرگتر است و خدا به هر چه کنید آگاه است.   «سوره عنکبوت آیه 45»

تاثیرات نماز در زندگی انسان :

 1-هدف نماز, ذكر و یاد خداوند متعال است ; ذكری كه مقدمهء فكر و فكری كه مقدمهء عمل باشد.

2 نماز وسیلهء پاك كردن گناهان است , زیرا خواه ناخواه انسان را متوجه توبه و اصلاح اعمال و رفتار گذشته می كند.

3 نماز سد بزرگی است در برابر گناهان , چون  روح ایمان را در انسان تقویت كرده و نهال تقوا را در دل پرورش می دهد.

4 نماز غفلت زدا است , چون در ظرف , پنج بار نماز خواندن در شبانه روز به انسان اخطار می كند و هدف آفرینش را به او گوشزد می كند و موقعیت او را در جهان به یادش می آورد, 

5 برطرف كنندهء عجب و كبر (خودخواهی و خود برتربینی ) است ; زیرا وقتی انسان روزی هفده ركعت نمازبخواند و در هر ركعتی دوبارپیشانی بر خاك گذاشته و اظهار تذلّل كند, این كار بهترین وسیله ابرای از میان برداشتن غرور و منیت است .

6 موجب پرورش فضایل اخلاق و تكامل معنوی است .

7 ارزش و قبولی اعمال به نماز است . 

8 نماز شرایط صحت دارد كه از این طریق دعوت به پاكسازی زندگی و اصلاح آن دارد.

می دانیم مكان و لباس و فرشی كه بر آن نماز می گذارند و آبی كه با آن وضو می گیرند و غسل می كنند, باید از هرگونه غصب و تجاوز و تعدی به حقوق دیگران و افراد جامعه پاك باشد.

كسی كه آلوده به تجاوز, ظلم , ریا, غصب , كم فروشی , رشوه خواری و كسب اموال حرام باشد, چگونه می تواندمقدمات و شرایط صحت نماز را فراهم سازد ؟

چنین كسی اگر بخواهد نماز بخواند, باید این گونه صفات و افعال رذیله را از خود دور سازد, تا جامعه اصلاح گردد.

9 نمازعلاوه بر شرایط صحت , شرایط قبول یا كمال دارد كه رعایت آن ها عامل ترك بسیاری از گناهان واصلاح فرد و جامعه می باشد.

10 نماز روح نظم و انضباط در انسان را تقویت می كند.

چون نماز باید در اوقات معیّنی از روز و شب انجام بگیرد كه تقدم و تأخر آن موجب بطلان می شود, واضح است مقید بودن به رعایت وقت , انسان و جامعه را منظم می كند كه همه وقت شناس باشند و كار امروز را به فردا نیندازند ومردم را معطل و سرگردان نكنند.

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

ghods

جلب محبت به شیوه معصومین (علیهما السلام)

جلب محبت به شیوه معصومین (علیهما السلام)

چندکلام ازامیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام) در خصوص ابزار و لزومات جلب محبت دیگران

امام علی(ع) می فرمایند :
1- هر كس به مردم خوش گمان باشد، محبّت آنان را بدست مى ‏آورد.

                                                  تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص253 ، ح5331

2- صله رحم، محبّت آور است و دشمنى را از بين مى ‏برد.

                                                                                 همان ص406 ، ح9309

3-برشماباد به بخشندگی و حسن خلق که هماناروزی را زیاد و محبت راایجاد می کند

                                                                                همان  ص378 ، ح8528

4-راستگو با راستگويى خود، سه چيز را به دست مى ‏آورد: اعتماد، محبت و شكوه (در دل‏ها).

                                                                               همانص219 ، ح4358

5- خیرخواهى محبت ‏آور است

                                                                        همان ج1، ص161، ح 613)

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

ghods

حضرت فاطمه(سلام الله علیها) ، درنگاه رسول الله

حضرت فاطمه(سلام الله علیها) ، درنگاه رسول الله

شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، صدیقه کبری بر همه شیعیان و محبان آن حضرت تسلیت باد

رواياتي در عظمت شخصیت حضرت صدیقه طاهره از زبان پیامبر گرامی اسلام:

1- بخاري در صحيح از مسور‌بن‌مخرمه روايت مي‌كند كه پيامبر فرمودند :

«فاطمه پاره تن من است ؛ هركس او را بيازارد مرا آزرده و هركس مرا بيازارد خدا را آزرده است.» (بخاري ، ج 2، ص 30 ، باب مناقب فاطمه(س)

2- شيخ طوسي در امالي خود از سعد‌بن ابي‌وقاص روايت مي‌كند كه از رسول خدا شنيدم :

«فاطمه عزيزترين بندگان نزد من است ؛ هر كس به او بدي كند ، به من بدي كرده است و هر كس به او خوبي كند ، به من خوبي كرده است.» (امالي‌طوسي، ص 24)

3- فاطمه بهترين دختران من است . (احقاق‌الحق ، ج10، ص183)

4- فاطمه برگزيده الهي است . (تاريخ بغداد ، ج 1، ص259)

5- فاطمه شاخه‌اي از درخت نبوت است . (امالي طوسي ، ص 19)

6- فاطمه زبان ميزان است . (كشف‌الغمه ، ج1، ص 506)

7- اگر نيكي چون شخصي مي‌شد ، همانا آن شخص فاطمه بود. (احقاق‌الحق ، ج 1، ص 183)

8- فاطمه محبوب‌ترين اهل بيت نزد من است. حاكم اين روايت را با سند صحيح در المستدرك به نقل از اسامه‌بن‌زيد از زيدبن‌حارثه گزارش كرده است . زيد مي‌گويد : «من و علي‌بن‌ابي‌طالب و جعفر‌بن‌ابي‌طالب با يكديگر مشغول گفت ‌وگو بوديم . جعفر مي‌گفت : من محبوب‌ترين شما نزد پيامبر(ص) هستم .

علي نيز همين را مي‌گفت . گفتند : به سوي رسول خدا (ص) مي‌رويم و همين را از او مي‌پرسيم .  از اينجاي روايت را اسامه‌بن‌زيد نقل مي‌كند ، اسامه گفت : ايشان اذن ورود به رسول‌خدا (ص) را خواستند در حالي‌كه من نزد ايشان بودم. پس رسول خدا به من گفت : برو ببين چه كساني هستند؟ من نيز بيرون آمدم و گفتم : علي ، جعفر و زيد‌بن‌حارثه اذن ورود مي‌خواهند . رسول خدا فرمود : به ايشان اذن بده . ايشان نيز وارد شدند و از رسول خدا (ص) پرسيدند : اي رسول خدا! محبوب‌ترين مردم نزد شما كيست ؟ فرمود : فاطمه . ايشان گفتند : ما در باره مردان از شما مي‌پرسيم . رسول خدا فرمودند : علي‌بن‌ابي‌طالب(ع)(المستدرك ، ج 3 ، ص155)

9- فاطمه بهترين ياريگر براي انجام فرامين الهي است. (مناقب آل‌ابي‌طالب ، جلد 3 ، ص 355)

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

behesht

حضرت زینب (س) ، بانوی صبر وکرامت و ارجمندی

حضرت زینب (س) ، بانوی صبر وکرامت و ارجمندی

میلاد باسعادت حضرت زینب (سلام الله علیها ) و روز پرستار گرامی باد

مختصری در خصوص میلاد حضرت زینب(س)  والقاب و خصوصیات ایشان:

- سيدتنا زينب كبرى (س) در پنجم ماه جمادى الاولى سال پنجم هجرى به دنيا آمده ،

حضرت زينب ، نخستين دخترى است كه از فاطمه (س) به دنيا آمده ، و او پس از امام حسن و امام حسين (ع) بزرگترين فرزندان فاطمه (س) بوده ، و نيز گفته اند:

دليل بر آن است كه راويان حديث و بيان كنندگان اخبار در ايام اضطهار - يعنى روزگار غلبه و چيرگى ظلم و ستم ستمگران بر مؤ منين - هر گاه مى خواستند از اميرالمؤ منين على (ع) روايتى نقل كنند مى گفتند:

اين روايت از ابى زينب است ، و اينكه اميرالمؤ منين (ع) را به اين كنيه مى ناميدند، براى آن است كه زينب كبرى (س) پس از امام حسن و امام حسين - عليهماالسلام - بزرگترين فرزندان آن حضرت بوده ، و اميرالمؤ منين (ع) نزد دشمنانش به اين كنيه معروف نبوده است .

تربيت و پرورش ‍ آن دره يتيمه و مرواريد گرانبها و بى مانند در كنار پيغمبر اكرم (ص) بوده ، و در خانه رسالت راه رفته ، و غذاي خود را از وجود مطهر زهراي مرضيه(س) تناول نموده ، و از دست پسر عموى پيغمبر، اميرالمؤ منين (ع) غذا و خوراك خورده و نمو نموده ، نمو قدسى و پاكيزه ، و با سعادت و نيكبختى ، و پرورش يافته پرورش روحانى و الهى ، و به جامه هاى عظمت و بزرگى به چادر پاكدامنى و حشمت و بزرگوارى پوشيده شده ، و پنج تن اصحاب كساء به تربيت و پرورش و تعليم و آموختن و تهذيب و پاكيزه گردانيدن او قيام نموده و ايستادگى داشتند، و همين بس است كه مربى و مؤ دب و معلم او ايشان باشند

لقب هاى حضرت زينب (س)

الف ) زينب كبرى : اين لقب براى مشخص شدن و تمييز دادن او از ساير خواهرانش (كه از ديگر زنان اميرمؤ منان به دنيا آمده بودند) بود.

ب )الصديقة الصغرى : چون (( صديقة )) لقب مبارك مادرش ، زهراى مرضيه (س) است ، و از سويى شباهت هاى بى شمارى ميان مادر و دختر وجود داشت ، لذا حضرت زينب را (( صديقه صغرى )) ملقب كردند.

ج ) عقيله / عقيله بنى هاشم / عقيله الطالبين :

(( عقيله )) به معناى بانويى است كه در قومش از كرامت و ارجمندى ويژه اى بر خوردار باشد و در خانه اش عزت و محبت فوق العاده اى داشته باشد.

د) ديگر لقب ها:

از ديگر لقب هاى حضرت زينب ، موثقه عارفه ، عالمه غيرمعلمه ، عابده آل على ، فاضله و كامله است

 

 

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

ghods

نعمت و فرصتی به نام عمر و زندگی

نعمت و فرصتی به نام عمر و زندگی

حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم):

که در قیامت هیچ بنده ای قدم از قدم بر نمی دارد تا به این پرسش پاسخ دهد: اول آنکه عمرش را در چه کار فانی نموده است، دوم جوانیش را چگونه و در چه راه تمام کرده است.

                                                                                تاریخ یعقوبی، ص59

امام على عليه السلام : 
هيچ يك از شما به استقبال روزى از عمر خويش نمى رود، مگر اين كه روزى از عمرش را پشت سر مى گذارد.  

                                                                ميزان الحكمه ج8 ص124                    

_

حضرت امام صادق (علیه السّلام) :

ایام زندگی سه روز است: اول روزی که گذشته است و برگشت ندارد، دوم روز موجود است که مردم در آن قرار دارند و در اختیار آنهاست ، باید آن را مغتنم شمارند و از آن استفاده نمایند، سوم فردایی است که نیامده و تنها آرزوی آن را در دست دارند.

                                                                          تحف العقول ، ص 324

_

حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم):

آن کس که در باقیمانده ی عمرش دارای حسن رفتار باشد و به پاکی و نیکی قدم بر دارد خداوند او را به گناهان گذشته اش مؤاخذه نمی کند و کسی که در باقیمانده ی عمر نادرست و بدکار باشد به تمام اعمال دوران عمرش مؤاخذه خواهد شد.

                                                                سفینه ، (( عمر)) ص 258


                                             

 

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

behesht

مشکل ما در دین‌داری، سبک زندگی است!

 مشکل ما در دین‌داری، سبک زندگی است!

ما برای دین‌داری کردن بیش از اینکه نیاز به آگاهی، عقیده، ایمان و عواطف معنوی، نیاز به سبک زندگی داریم. 

 سبک زندگی یعنی چگونه زندگی کردن، ما اگر تأکید بیشتر بر اصلاح شیوۀ رفتار نداشته باشیم و اولویت را به موضوعات دیگری نظیر عقیده و عواطف دینی بدهیم، اشتباه کرده‌ایم.

 سبک زندگی ما، شخصیت و عادات ما را می‌سازد، سبک زندگی، رفتار ما را شکل می‌دهد، اینجاست که اجرای دستورات خدا سخت می‌شود یا آسان.

اگر به دلیل سبک زندگی نادرست، اجرای دستوارت خدا سخت شد، در مقابل اعتقادات و معرفت‌ها مقاومت می‌کنیم و ممکن است اصلاً عواطف معنوی‌مان را هم از دست بدهیم.

اگر در هفت تا چهارده‌سالگی، آموزش‌وپرورش سبک زندگی را درست کند، پخش فیلم‌های مستهجن هم  مگر چقدر میتواند اثر منفی‌ داشته باشد؟

 شما فکر می‌کنید آدم بخواهد متدین شود، چقدر باید کلاس آموزشی دیده باشد؟ چند ساعت؟ چند تا کتاب باید خوانده باشد؟

 رسول خدا در زمان خودشان این‌قدر حرف نزدند! بلکه با حکومت، سبک زندگی‌ها را تغییر دادند. ما حکومت را به دست گرفتیم ولی مهم‌ترین ثمرۀ حکومت که تغییر سبک زندگی آدم‌هاست را رها کردیم.

 بیشتر دین، دستور زندگی است و می‌گوید بیا تا من رفتارت را تنظیم کنم. رفتارت را که تنظیم کردم درست می‌شوی. حالا شما می‌خواهی فرزندت دین‌دار شود، چه‌کاری باید انجام دهی؟ مقابلش قرآن یا مفاتیح بخوانی؟! این‌طوری بچه دین‌دار می‌شود؟

 حضرت زینب (س) در کاخ یزید آیه‌ای را خواند یعنی ای یزد تو مصداقش هستی. «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذينَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ؛ سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به مسخره گرفتند»(روم،10)  بعضی‌ها این‌قدر رفتارهایش بد است در اثر رفتار بد،  آیات الهی را تکذیب می‌کنند. رفتار بد  و بد زندگی کردن، این بلا را سر آدم می‌آورد.

 در سبک زندگی، بچه‌ات را چابک، سخت‌کوش، خوب از خواب بیدار شو بار بیاور بچه‌ات با یک‌ذره اعتقادات نماز می‌خواند.

 جوان‌های که نماز نمی‌خوانند، تقریباً همه خدا را دوست دارند و به خدا معتقد هستند، خیلی هم آدم‌های نازی هستند. مشکلشان چیست؟ تنبلی.

  اگر دانش آموز در مدرسه هر کاری انجام داد، تشویق یا تنبیه فوری  شد، او را نابود کردی، نماز که تشویق و تنبیه فوری ندارد دیگر جرثقیل هم نمی‌تواند بلندش کند.

 یکی از ارکان اصلی سبک زندگی، با حساب‌وکتاب زندگی کردن است. کسی که اهل محاسبه در زندگی دنیایش، نیست، در زندگی معنوی‌اش هم اهل محاسبه نخواهد بود. «امام باقر(ع): مَنْ كَسِلَ عَنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ فَهُوَ عَنْ أَمْرِ آخِرَتِهِ أَكْسَل‏»(کافی، ج5، ص85) کسی که حال ندارد زندگی دنیایش را درست کند، این آدم بیشتر حال ندارد آخرتش را درست کند خیلی ساده.

استاد پناهیان

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

shahrekhoban

لطفا صبر کنید...

پنهان کردن تصاویر