ویــژه هــا

آخرین مطالب ارسال شده توسط : قدس

اصلاح طلبان و معمای فتنه 88

اصلاح طلبان و معمای فتنه 88

مثل اینکه ماجرای فتنه 88 هنوز تمام نشده است

وقتی می بینیم عده ای هستند که با داشتن مناصب بالای مدیریتی در کشور ، مسئله اولشان و خواسته اصلی شان از رئیس جمهور پیگیری مسئله حصر است!

وقتی میبینیم با دست آویز قرار دادن بحث حصر و محصوران فتنه 88 به دنبال مظلوم نمایی و رای جمع کردن هستند !

وقتی رئیس جمهور ما عملا با کسانی که مستقیم و غیر مستقیم در این فتنه نقش داشته اند نشست و برخاست میکند و آنها را دوست و برادر و بزرگ خطاب می کند!

این نشان می دهد که یا این عده هنوز مسئله فتنه برایشان جا نیفتاده است و یا اصلا آن را قبول ندارند و به همان عقیده باطل سال 88 شان هستند

آیا طرح مسائلی از قبیل رفع حصر در این دوره که مردم درگیر مشکلاتی از قبیل بی کاری و رکود و تورم هستند جزء خواست اکثریتی مردم است؟

آیا این کوچک کردن گناه فتنه گران در نگاه مردم نیست؟

آیا این دهن کنجی به مردمی نیست که در قیام 9 دی شرکت کردند و چشم فتنه را کور نمودند ؟

آیا حساسیت بحث فتنه با گذشت زمان از بین رفته است؟

و هزاران آیا و امای دیگر که اصلاح طلبان باید پاسخگوی آن باشند

 

 

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

ghods

به کارگیری مدیران کارآمد ، رمز موفقیت دولت

به کارگیری مدیران کارآمد ، رمز موفقیت دولت

درد اصلی حاکمیت دینی «به‌کار گماردن کارگزاران صالح است» کارگزارانی که برای حقوق کار نکنند! 

موفقیت حکومت‌ها به مدیران میانی وابسته است. مدیران میانی لایق، کسانی هستند که با کمترین بودجه، بیشتری خدمت‌ها را ارائه دهند. کسانی هستند که بتوانند در کارکنان خود عشق و شور برای خدمت را ایجاد کنند نه اینکه با انگیزۀ رسیدن به منفعت و موهبت‌های دنیایی بخواهند خدمت کنند.

----------------------------

در مناظره‌ها سعی شده بود سؤالات خوبی مطرح شود، اما یک اشتباه بزرگ وجود داشت؛ این سؤال کلیدی را از نامزدها مطرح نکردند که «شما چه کسانی را به‌کار خواهید گمارد؟» آیا کسانی که می‌خواهید به‌کار بگیرید افراد صالحی مانند انچه در عهدنامۀ مالک اشتر و معیارهای حکومت مهدوی آمده، خواهند بود یا نه؟ 

- مهمترین مسأله دربارۀ نامزدها این است که آیا آنها توانمند هستند بهترین مدیران را به‌کار بگیرند؟ اما در مناظره‌ها مدام از نامزدها پرسیدند: برنامۀ شما در اقتصاد و فرهنگ و... چیست؟ درحالی‌که بسیاری از برنامه‌ها توسط مجلس تصویب شده و می‌شود. 

مگر برنامه چقدر دردها را دوا می‌کند؟! 1400 سال است که مهدی موعود ما، برنامه دارد ولی آدم‌های شایسته‌ای پیدا نمی‌کند که با همکاری آنها حکومت تشکیل دهد. علی(ع) که برنامه داشت، چرا در تحقق اهدافش موفق نبود و آن‌همه غربت تحمل کرد؟ چون در میان مدیران میانی، به‌قدر کافی آدم نداشت.

حتی اگر نامزدها برنامه‌های خوبی هم داشته باشند، باید پرسید: «چه مدیرانی قرار است این برنامه را اجرا کنند؟» طبق برنامۀ ششم در سال یک میلیون شغل باید طراحی شود. اما برخی نامزدها رسماً می‌گفتند: این برنامه اجرا شدنی نیست! این خیال‌پردازی است! 

درد اصلی حاکمیت دینی «به‌کار گماردن کارگزاران صالح است» کارگزارانی که برای حقوق کار نکنند! همان‌طور که رزمنده‌ها در جبهه عاشق شهادت بودند، این مدیران هم عاشق «فدا شدن برای مملکت و بی‌نام ماندن» باشند. باید از نامزدها بپرسیم: شما چگونه می‌خواهید چنین مدیرانی پیدا کنید؟ آیا در میان رفقا یا مشاورین شما چنین افرادی هست؟ به کدام‌یک از نامزدهای محترم می‌آید که بتواند چنین کارگزاران شایسته‌ای را سازمان‌دهی کند؟ 

-موفقیت حکومت‌ها به مدیران میانی وابسته است. مدیران میانی لایق، کسانی هستند که با کمترین بودجه، بیشتری خدمت‌ها را ارائه دهند. کسانی هستند که بتوانند در کارکنان خود عشق و شور برای خدمت را ایجاد کنند نه اینکه با انگیزۀ رسیدن به منفعت و موهبت‌های دنیایی بخواهند خدمت کنند.

- اما مدیریت مهدوی چگونه است؟ امام زمان(ع) به دو گروه سخت می‌گیرد: به دشمنان، و به مدیران میانی خودش؛ به حدّی که مدیران میانی جرأت رانت‌خواری ندارند. برای آنها همین خوشبختی کافی است که توفیق خدمت دارند، لذا دنبال حقوق کلان نیستند. با آن سخت‌گیری، کسی که بخواهد خوش‌گذرانی کند، اصلاً وارد عرصۀ خدمت در دولت مهدوی نمی‌شود.

- اساسی‌ترین سؤال مناظره باید این باشد که «آیا می‌توانید مدیرانی که رانت‌خوار نباشند، به‌کار بگیرید؟ آیا می‌توانید مدیرانی که باتقوا باشند و خدا کارشان را راه بیندازد، به‌کار بگیرید؟ آیا می‌توانید مدیرانی لایق و جان‌برکف به‌کار بگیرید تا کار مردم سامان پیدا کند؟ آیا می‌توانید جلوی رانت‌خواری برادرهای‌تان را بگیرید؟»

- ما مسئولی می‌خواهیم که بتواند مدیران فاسد را مجازات کند، و انگیزۀ این کار را داشته باشد، نه مدیری که فساد کرده است را «سرمایۀ نظام» بداند! یا مدیر فاسد را مخفی کند و بگوید «این خط قرمز من است!»

 استاد پناهیان 96.02.23

 

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

ghods

بزرگ و قهرمان ، به دور از هیاهو

بزرگ و قهرمان ، به دور از هیاهو

قاسم سلیمانی؛ قوی‌ترین مرد خاورمیانه

روزنامه فرانسوی لوموند با انتشار مقاله‌ای درباره سردار قاسم سلیمانی، وی را قوی‌ترین مرد خاورمیانه توصیف کرد.

--------------------------------------

بهتر آن باشد که سر دلبران            گفته آید درحدیث دیگران

البته قدرت و اعتبار حاج قاسم به تعریف روزنامه فرانسوی نیست

حاج قاسم قهرمان دلهای مردم ایران است بخاطر اخلاص و تقوا و از جان گذشتگی و ولایت پذیری اش

 

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

ghods

10 اشتباه رایج والدین در تربیت کودکان!

10 اشتباه رایج والدین در تربیت کودکان!

 

 آیا کودک شما به حرفتان گوش نمیدهد؟ آیا فرزندتان از قوانین و حد و مرزی که تعیین کرده اید، سرپیچی می کند. شما برای تغییر دادن این وضعیت چه خواهید کرد؟ به کارگیری عکس العمل های بی تاثیر در میان والدین بسیار شایع است. این عکس العمل ها گاهی برعکس عمل می کنند و حتی باعث تحریک کودک در شروع مبارزه برای جلب توجه بیشتر خواهند شد

اغلب والدین می دانند روش های کاربردی آنان چندان تاثیری ندارد ولی این آگاهی ، آنان را از به کارگیری روش هایشان بازنمی دارد.

بی تاثیر بودن روش های به کار گرفته شده در شناخت اولین قدم در راه بهبود، بسیار حائز اهمیت است. به همین علت اشتباهات والدین در رفتار با فرزندشان را مورد بررسی قرار می دهیم.در این مقاله به ۱۰ اشتباه رایج تربیتی که والدین آنها را به کارمی بندند اشاره شده است.

1-سرزنش

 شما فرزند خود را بابت رفتارش سرزنش می کنید. مثلا «تو که هنوز اتاقت را مرتب نکرده ای!» یا «تو که دوباره خواهر کوچکت را اذیت کردی!» گاهی این سرزنش ها جای خود را به جمله های حقارت آمیز می دهند. مثلا «این رفتار تو واقعا دوستانه نیست!» آیا فرزند شما بعد از شنیدن چنین سرزنش هایی، رفتار خود را تغییر داده است؟ شما دقیقا همان کاری را به کودک خود می گویید که در آن لحظه انجام می دهد؛ در صورتی که فرزند شما کاملا به عمل خود واقف است.

آگاهی از نامناسب بودن رفتار کودک، معمولا هیچ سودی ندارد. از نظر کودک، این سرزنش ها صرفا عیب جویی از سوی شماست. کودک می اندیشد: «او مرا دوست ندارد. پس باید برای جلب توجه او بجنگم.» بخصوص اگر سرزنش های شما با ابراز جمله های تحقیرآمیز همراه باشد، این احساس در کودکتان قوی تر خواهد بود.

2-تنبیه بدنی:

آیا شما هم تا به حال اختیار خود را از دست داده اید؟ آیا تا به حال اثر دست خود را روی صورت یا بدن فرزند خود دیده اید؟ آیا تا به حال فرزندتان را حسابی کتک زده اید؟ تقریبا همه ما حداقل یک بار، دانسته یا ندانسته، کودک خود را به گونه ای تنبیه بدنی کرده ایم. درک چگونگی اثر تنبیه بدنی روی کودکان، بسیار آسان است. کودکانی که مرتب از والدین خود کتک می خورند، بعد از مدتی حساسیت شان در برابر درد کاسته می شود.

کودکانی که کتک می خورند، همانند دیگر رفتارهای خصمانه والدین، اغلب حس انتقامجویی در آنان قوی می شود. در ضمن نباید فراموش کرد که کودکان هر آنچه از ما می آموزند، به فرزندان خود منتقل می کنند. هر ضربه ای که به فرزندتان وارد کنید، ضربه ای به ارتباط شما و فرزندتان وارد خواهد آمد. تنبیه بدنی تحقیرآمیز و به کارگیری آن در راه تربیت کودکان، کاملا نامناسب است.

3-نادیده گرفتن رفتارهای مطلوب

بعضی از کودکان مشکلات رفتاری زیادی دارند؛ زیرا والدینشان بسیار کم به رفتارهای خوب آنان توجه می کنند و آنان را مورد تشویق قرار می دهند؛ ولی هر بار کار اشتباهی از آنان سرمی زند، بشدت مورد مواخذه قرار می گیرند. اگر رفتار شایسته کودک مورد بی توجهی و بی مهری قرار گیرد، در آینده رفتارهای پسندیده کمتر از او سر می زند.

 اگر بر اثر بی توجهی رفتار خوبی از بین رفت، اصلا تعجب نکنید. یک اصل مهم در تربیت صحیح کودک تشویق و توجه به رفتارهایی است که دوست دارید در آینده بیشتر شاهد آن باشید.

4-ترور شخصیت:

هنگامی که والدین روی فرزندان خود اسم می گذارند و آنان را با همان اسامی صدا می زنند، ممکن است مشکلات عاطفی و رفتاری در کودکان ایجاد کنند. کودکان نسبت به این مساله خیلی حساس هستند؛ مثلا هنگامی که والدینشان آنان را احمق، کودن، گیج، خرفت، خنگ، پروفسور، مزاحم و... صدا می زنند.

گاهی اوقات والدین از این القاب برای ترور شخصیت کودک استفاده می کنند، ولی ممکن است گهگاه بدون این که منظور خاصی داشته باشند، از این القاب استفاده کنند. این لغات ممکن است منعکس کننده خشم پدر یا مادر نسبت به کودک باشد، اما معمولا نه تنها باعث بهبود اوضاع نمی شود؛ بلکه آن را وخیم تر نیز می کند.

5-تسلیم:

والدین تسلیم را می توان والدین لوس کننده هم نامید. این دسته از والدین هیچ محدودیتی قائل نمی شوند و محدودیت هایی را که در نظر می گیرند غالبا لغو می کنند. فرزندان این گونه والدین بدون داشتن خطوط راهنمایی معین بزرگ می شوند. والدین به آنچه کودکان می خواهند، تسلیم می شوند.

ما اغلب این قبیل کودکان را با صفت لوس توصیف می کنیم. کودکانی که هیچ گونه محدودیتی برای آنها منظور نمی شود، ممکن است در برخورد با دیگران دچار مشکل شوند.

6-بزرگنمایی:

یک امر عادی و ساده را به صورت مساله ای پیچیده در می آورید و فکر می کنید اگر فرزندتان این طور عمل نکند، آن غذا را نخورد، یا کمی تب داشته باشد، دیگر دنیا به آخر رسیده است. دائم دست و پایتان می لرزد. خودتان تمام کارهای بچه را انجام می دهید، به جزئیات کارش دخالت می کنید و دیگر فکر نمی کنید بچه باید مستقل بار بیاید.

فرزند انسان موجود عجیب و غریبی است. پدر و مادری که زیاده از حد از بچه ها حمایت می کنند، بیش از حد از آنها مواظبت می کنند و حاضر نیستند بچه شان به هیچ قیمتی طعم ناکامی و ناراحتی را بچشد و مرتب مثل یک نوزاد با او رفتار می کنند، فرزندشان برای رویارویی موفقیت آمیز با زندگی تجربه کسب نمی کند و بزرگ هم که شد، حاضر نیست کمترین مسوولیتی به عهده بگیرد.

7-انتظارات بیش از حد:

داشتن انتظارات منطقی از کودکان بستگی به سن و میزان رشد آنان دارد. والدینی که از فرزندان خود خواسته های زیادی دارند که بیش از توان آنان است، با مقاومت و حتی گاهی با تنفر کودکانشان مواجه می شوند. به عنوان مثال اگر دنبال دردسر می گردید، از کودک ۳ ساله ای بخواهید بدون کمک گرفتن از دیگران اتاق به هم ریخته ای را مرتب کند.

8-رشوه:

اگر چنین کنی، چنان خواهیم کرد! رشوه دادن نیز همانند روش های دیگر قطعا با شکست مواجه خواهد شد؛ روشی که در آن بوضوح به کودک گفته می شود که اگر کاری را بکند (یا نکند) پاداشی دریافت خواهد داشت.

«اگر با برادر کوچک خوب رفتار کنی، تو را می برم سینما.»

«اگر شعر را حفظ کنی، تو را می برم مسابقه فوتبال.»

این نوع برخوردهای شرطی ممکن است طفل را وادار کند برای به دست آوردن یک هدف آنی، کاری را انجام دهد، ولی بندرت باعث کوشش مداوم کودک خواهد شد. حرف های ما به او القاء می کند به قابلیت او شک داریم. اشکالات اخلاقی زیادی درباره پاداش هایی که به صورت رشوه استفاده شوند، وجود دارد.

بسیار مفیدتر و لذتبخش تر است که جایزه را بدون این که آن را از قبل اعلام کنیم و کاملا بدون انتظار کودک به او بدهیم. جایزه باید نشانگر شخصیت و قدردانی ما باشد.

9-تهدید:

«اگر یک بار دیگر دوستت را اذیت کنی، یک کتک مفصل می خوری.» «صد بار بهت گفتم سنگ پرت نکن، اگر یک بار دیگر این کار را تکرار کنی من می دانم با تو. دیگر کمربند را می آورم.»، «صبر کن تا بابا بیاید خانه.» هنگامی که کودک بارها تهدیداتی از والدین خود می شنود، ولی بندرت عواقب کار بد خود را می بیند، باید گفت تهدید به تنبیه کردن مبدل به روشی نامناسب و بی حاصل برای مهار رفتار کودک می شود. 

گاهی اوقات این تهدیدها حتی به کودکان این جرات و شهامت را می دهد تا پدر و مادر خود را در آن محدوده امتحان کند و صبر و تحمل آنان را بسنجد.

10-مشاجره:

هر کودکی نیاز به امنیت روانی دارد و والدین موظف هستند این نیاز را برای کودک تامین کنند. روش هایی از قبیل عیبجویی، لجبازی، سرزنش، داد و فریاد، بددهنی و مشاجره با کودک موجب می شود کودک احساس ناامنی کند و دچار اضطراب شود. به کار بردن این روش ها موجب می شود احترام متقابل بین شما و فرزندتان از بین برود و والدین اقتدار خود را از دست بدهند.

روزنامه جام جم

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

ghods

حال و هوای جوانی ...

حال و هوای جوانی ...

به مناسبت میلاد حضرت علی اکبر ( علیه اسلام ) و روز جوان :

مقام معظم رهبری :

من اساسا در بین این خصوصیات مهمی که جوانان دارند، سه خصوصیت را خیلی بارز می بینم. آن سه خصوصیت عبارت است از: انرژی، امید، ابتکار. این سه خصوصیت برجسته درجوان است. اگر واقعا رسانه ها بتوانند این سه خصوصیت عمده را درست هدایت کنند، من خیال می کنم که خیلی راحت می شود یک جوان، راه اسلامی را پیدا کند


... من عمرم را در میان جوان ها گذراندم. از دورانی که خودم جوان بودم، با جوان های دانشگاهی که خارج از محیط ما بودند ، ارتباط برقرار کردم تا امروز هم ارتباط من با جوان ها قطع نشده است. بنابراین می دانم حال و هوای جوانی چیست و امروز در فضای جوانی ما چه می گذرد....

آن چیزی که معمولا درملاقات با جوانان، اول بار به ذهن من می زند و بارها به آن فکر کرده ام، این است که آیا این ها خودشان می دانند که چه ستاره ای درجبین شان دارد می درخشد؟ من این ستاره ها را می بینم اما آیا خودشان هم می بینند؟ ستاره جوانی چیز بسیار درخشان و خوش طالعی است. اگر جوانان این چیز قیمتی و بی نظیر را در وجود خودشان حس کنند، فکر می کنم که انشا ا... ، ازآن خوب استفاده خواهند

جوان درهر جامعه و کشوری، محور حرکت است. اگر حرکت انقلابی و قیام سیاسی باشد، جوانان جلوتر از دیگران در صحنه اند. اگر حرکت سازندگی یا حرکت فرهنگی باشد، باز جوانان جلوتر از دیگران اند و دست آن ها کارآمدتر از دست دیگران است. حتی در حرکت انبیای الهی هم – از جمله حرکت صدر اسلام – محور حرکت و مرکز تلاش و تحرک جوانان بودند

به نظر من جوانان ما امروز هم خدایی مومن و باصفایند. شما ببینید دانشگاه های ما چه گونه است. ببینید کارگاه های ما چگونه است. شما ببینید در روز راهپیمایی بیست و دوم بهمن یا روز قدس، اکثر این جمعیتی که مثل سیل به خیابان ها می آیند، چه کسانی هستند. همین جوانانند. همان روح الهی، همان انگیزه و صاعقه ی الهی ، هنوز هم در کشور وجود دارد و بازهم کارسازاست. همین روحیه، باز هم کشور را به ساحل نجات خواهد رسانید.

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

ghods

تفکری که روحانی نماینده و نماد آن است

تفکری که روحانی نماینده و نماد آن است

قطار تبلیغات اتخابات 96 به سرعت پیش می رود و بحثهای و مناظرات مختلف بین کاندیداها نقل این روز محافل سیاسی است

نقد عملکرد سیاسی و اقتصادی دولت کنونی هم مخالفان و موافقان خودش را دارد

علی رغم وجود انتقادات بسیار به عملکرد این دولت ، اگر فرض را هم بر این مسئله بگذاریم که دولت آقای روحانی عملکرد اقتصادی خوبی داشته است

بازهم نگرانی اصلی از این است که روحانی صرفا یک نفر نیست بلکه نماد و نماینده یک تفکر است

تفکری که در سالهای اخیر نشان داده که در برخی موارد می تواند خطر ناک عمل کند

امروز شاهد حضور نفراتی در کنار آقای روحانی هستیم که نمادهای اصلی تفکر اصلاح طلبی به شمار می روند 

نفراتی که در سالهای اخیر شاهد تحرکات زیادی بر خلاف مصالح و مبانی نظام از آنها بوده ایم

نفراتی که بعضا دارای سوابق جزایی نیز می باشند

و جالب آنکه آقای روحانی نه تنها حضور این نفرات را انکار نمیکند بلکه عملکرد آنها را هم به نوعی تائید می کند

امروز شاهد توهین به ساحت ائمه ، مدافعان حرم ، تمجید از فتنه گران و دفاع از برخی مفسدین اقتصادی در سخنان و میتینگهای آقای روحانی هستیم که با روی کارآمدن آقای روحانی این تفکر غالب دوباره چهره خواهد نمود

به نظر می آید که انتخاب مجدد آقای روحانی علی رغم ادامه یافتن شرایط رکود و گرانی و بیکاری شاهد رشد یک نوع تفکر غیر دینی و لیبرال در جامعه خواهیم بود که به شدت ارکان اجتماعی و اسلامی ما را تهدید خواهد کرد

امیدواریم روشنگری ها مردم ما را در انتخاب مسیر درست راهنمایی و جامعه را به سرانجام آرامش برساند

 

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

ghods

آیا اتحاد این دو کاندیدا ضرورت دارد؟

 آیا اتحاد این دو کاندیدا ضرورت دارد؟

 الان در میان کاندیداها دو کاندیدا داریم که دغدغۀ رفع محرومیت و تغییر وضع موجود را دارند و هر کدام با برنامه‌های خاص خودشان و شیوۀ تبلیغاتی و مناظره‌ای خاص خودشان، دارند کار را جلو می‌برند. ما برای موفقیت هر دو، دعا می‌کنیم؛ زیرا وضع موجود باید عوض شود.  

 برخی مدام می‌گویند: «آیا این دو کاندیدا، یکی می‌شوند یا نه؟» اصلاً چه ضرورتی دارد که یکی شوند؟! به این سادگی نمی‌شود دربارۀ ضرورت اتحاد حرف زد.    

 الان ما دو کاندیدا در صحنه می‌بینیم که به معیشت مردم توجه دارند و هر کدام‌شان دارند دل‌ها و اندیشه‌هایی را به خودشان جذب می‌کنند. بگذارید، هر دوی اینها فعالیت خود را ادامه دهند، هنوز سه هفته تا انتخابات باقی مانده است. تازه دور دوم را هم می‌شود لحاظ کرد. چه ضرورتی دارد الان این بحث‌های انحرافی مطرح شود؟!

ممکن است تا آخر هم ، این اتحاد ضرورت نداشته باشد. این اتحاد وقتی ضرورت دارد که شما یقین داشته باشید که اگر این اتحاد صورت بگیرد، بخشی از آراء مردم، به سمت به سمت مدافعان وضع موجود نخواهد رفت، ولی به این سادگی نمی‌شود این اطمینان را پیدا کرد.

 هیچ‌کدام از این دو تا کاندیدا را نباید تخریب کرد. و هر دو را باید تقویت کرد؛ حالا هر کسی هر کدام از اینها را ترجیح می‌دهد، او را بیشتر تقویت کند. بگذارید این استعدادها کارآیی خودشان را نشان دهند. 

 الان دو نوع استعداد، دو نوع رویکرد، دو نوع مرام‌نامه برای ادارۀ دولت به نفع محرومین، و دو زبان و دو روش برای برخورد با مسائل در صحنه هست که هر یک از اینها، مخاطبان خاص خود را دارند و تا جایی که می‌شود باید این دو را حفظ کرد. الان برای ما مهم نیست که هر کدام از این روش‌ها، چه تعدادی از آراء را به خودشان اختصاص می‌دهند.

 اتحاد این دو کاندیدایی که برای رفع مشکلات معیشتی مردم، فعالیت می‌کنند، موضوعی است که احیاناً باید سه هفتۀ دیگر دربارۀ آن بحث کرد. این هم‌افزایی را در آن لحظه باید نگاه کرد که آیا واقعاً مصلحت هست یا نیست؟ فعلاً نباید کار را متوقف بر این م

وضوع کرد. و هیچ‌کدام از طرفداران این دو کاندیدای محترم هم نباید به تضعیف آن کاندیدای دیگر بپردازند. و یک لحظه هم نباید وقت‌شان را صرف این امور فرعی کنند

 اگر ما واقعاً تلاش خودمان را انجام دهیم-لااقل با همین وضعیت موجود-انتخابات دو مرحله‌ای خواهد شد و کسانی که در مرحلۀ دوم با هم رقابت می‌کنند، همین دو تا کاندیدای محترم-که به‌دنبال تغییر وضع موجود هستند- خواهند بود؛ چون رقبای این دو، حرفی برای گفتن ندارند و امتیازی ندارند. البته این درصورتی که شما واقعاً فعالیت کنید. و اگر شما خوب فعالیت نکنید، یک عده‌ای در مقام مردم‌فریبی بر می‌آیند.  

استاد پناهیان

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

ghods

حضرت ابوالفضل (ع) ، مردِ کارزار ولایتمداری و بصیرت

حضرت ابوالفضل (ع) ، مردِ کارزار ولایتمداری و بصیرت

میلاد باسعادت قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل عباس(علیه السلام) برهمه مومنین و محبان و ارادتمندان آن حضرت گرامی باد

-------------------------

نقلی از حضرت امام صادق در مورد حضرت عباس ( ع ) وجود دارد که ایشان را دارای بصیرتی نافذ و ایمانی محکم شمرده اند

هرچند همه ما معمولا ائمه را به عنوان باب الحوائج می شناسیم و در مشکلات به ایشان مراجعه می کنیم ولی مراجعه به سیره ایشان میتواند درسهای مهمی برای زندگی ما داشته باشد که البته این هم به نوعی حاجت خواستن از ایشان و ایجاد گشایش از طرف آن بزرگواران در زندگی ما می باشد

مطالعه زندگی حضرت ابوالفضل و علی الخصوص ظهور وبروز ایشان در واقعه محرم سال 61 هجری به خوبی دلایل بزگری و عظمت ایشان را نشان می دهد

سوای مباحثی مانند رشادت و شجاعت و جنگاوری که خصلت شیرانی بنی هاشم و فرزندان حضرت حیدر کرار(ع) می باشد

حضرت به دو صفت در این کارزار می درخشند   یکی وفاداری و اطاعت پذیری از ولی زمانشان ودیگریصیرت ایشان در زمان بروز فتنه ها

همان چیزی که رمز بزرگی حضرت ابوالفضل می باشد و در مقابل عدم وجود همین دو خصلت در سپاه دشمن بسیاری از آنها را به مقابله با امام زمانشان فراخواند

بصیرت در شناخت درست حق و باطل و تصمیم گیری صحیح در زمان حساس و نیز اطاعت محض از شخص ولی و وفاداری تا پای جان رمز بزرگی و عظمت حضرت عباس (ع ) شده است

ماهم باید از ایشان بخواهیم -همانطور که برای رفع مشکلات روزانه زندگی دست به دامن آن بزرگواران هستیم -که به ماکمک کنند بتوانیم در زندگی اجتماعی و سیاسی مان به بصیرت کافی دست یابیم و همچون ایشان یاری وفادار و ثابت قدم برای امام و ولی زمانمان باشیم

انشا...

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

ghods

قدرت تأثیرگذاری دین در انگیزۀ شرکت در انتخابات

قدرت تأثیرگذاری دین در انگیزۀ شرکت در انتخابات

دین عامل قدرتمندی برای ایجاد انگیزه در مردم برای شرکت در انتخابات و انتخاب صحیح است و انسان را در تشخیص درست راهنمایی می‌کند. ولی متأسفانه در جامعۀ ما، قدرت تأثیرگذاری دین در انگیزۀ شرکت در انتخابات، و در انتخاب بهتر، به‌شدت نادیده گرفته می‌شود.

 نزدیک سی سال در این کشور کار شده که به انتخابات، دینی و معنوی نگاه نشود. باید دید اگر به انتخابات، دینی نگاه کنیم، چه کسانی ضرر می‌کنند؟

چه کسانی می‌گفتند «دین را در سیاست دخالت ندهید، و قداست را در مسائل سیاسی وارد نکنید»؟ کسانی که می‌خواستند سوء استفاده‌های خاص خود را بکنند. چون می‌دیدند اگر مردم با انگیزۀ دینی و عمل به تکلیف شرعی در انتخابات شرکت کنند، لابد انتخابی می‌کنند که به تکلیف شرعی نزدیک‌تر است. و آنها ناکام خواهند ماند.

حتی اگر برخی منافقانه از دین سوءاستفاده کنند، ما نباید دین را به عنوان یک عامل انگیزه‌بخش و راهنمایی‌کننده برای انتخابات حذف کنیم. بالاخره مردم خودشان کم‌کم قدرت قضاوت و رشد سیاسی پیدا می‌کنند و نمی‌گذارند این مدعیان از دین‌گرایی مردم سوءاستفاده کنند.

مسلماً یکی از وظایف مهم دینی ما، این است که با انتخابات چگونه برخورد می‌کنیم؟ انگیزۀ شرکت ما در انتخابات چیست؟ به‌خاطر خداست؟ خدا چقدر در تصمیم‌گیری ما برای نوع انتخاب‌مان مؤثر است؟

حضرت امام(ره) می‌فرمود: در ایام انتخابات، طلاب و علما کارهای خود را رها کنند و به انتخابات بپردازند و مردم را هوشیار کنند(صحیفه امام/15/16) یعنی ایشان این‌را یک وظیفۀ دینی می‌دانستند.

سعی کنید انگیزۀ دینی مردم را برای حضور در انتخابات و برای تشخیص اصلح، بالا ببرید. به مردم بگویید: این یک آموزۀ دینی است که هر کاری در دنیا انجام دهیم، روز قیامت باید جواب بدهیم؛ و مسألۀ انتخابات هم مهمتر از بسیاری از کارهای دیگر است، مگر می‌شود در این‌باره سؤال نکنند؟! آیا خدایی که از رفتارهای کوچک و شخصی ما سؤال می‌کند؛ از رفتار ما در عرصۀ سیاسی اجتماعی سؤال نخواهد کرد؟! آیا خدا روز قیامت از ما نمی‌پرسد چرا این فرد را انتخاب کردی؟! یقیناً می‌پرسد. باید ببینیم پیش خدا چه جوابی داریم؟

عالمان دینی که در مساجد و منبرها به این پرسش الهی در روز قیامت نمی‌پردازند در واقع مردم را به گمراهی سوق می‌دهند. اگر منِ طلبه بخشی از سؤالاتی که خدا روز قیامت از مردم می‌پرسد را پنهان کنم، عامل گمراهی مردم خواهم شد. هم اصل حضور و هم نحوۀ حضور در انتخابات در روز قیامت سؤال خواهد شد. کسی حق ندارد صرفاً به میل خودش و بدون حجت شرعی به کسی رأی بدهد. آن‌هم برای امر مهمی مثل ریاست‌جمهوری!

‼️شما هرجایی دربارۀ هر کاندیدایی صحبت کنید، اگر صحبت شما ناروا باشد و دیگران را در تشخیص به گمراهی بیندازید، خدا روز قیامت مؤاخذه خواهد کرد، مؤاخذه‌ای خیلی سنگین‌تر از اینکه مثلاً ازدواج یک دختر و پسر جوان را به‌هم بزنید. و اگر شما برای انتخاب بهترِ یک رئیس برای جامعه، تلاش کنید، یقیناً ثوابش خیلی بیشتر از تلاش در جهت انتخاب یک همسر خوب برای یک جوان است.

ما باید بار دیگر به اجر تلاش خاصلانه برای انتخابات، معنوی نگاه کنیم. کمک به یک مظلوم یا محروم چقدر ثواب دارد؟ حالا اگر شما به رفع ظلم و محرومیت در کل جامعه کمک کنید چقدر بیشتر ثواب دارد! اصلاً مقدرات فرزندان ما به همین اقدامات ما وابسته است. این مسائل واقعیت دارد و روز قیامت خدا از ما می‌پرسد! بیایید از عینک معنویت به اینها نگاه کنیم.
خیلی‌ها جرأت نمی‌کنند این واقعیت را به مردم بگویند که خدا روز قیامت سؤال می‌کند که به چه کسی رأی دادی. ولی این واقعیت دارد! رأی دادن یک امر دل‌بخواهی و از سرِ هوی و هوس نیست! واقعاً باید بین خودت و خدای خودت تشخیص داده باشی که «این فرد برای مملکت مفیدتر است» البته ممکن است تشخیص تو درست نباشد، ولی باید به اندازۀ توان خودت، بررسی کرده باشی.

استاد پناهیان

 

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

ghods

پاسداری یک شغل نیست، یک مرام است

پاسداری یک شغل نیست، یک مرام است

سوم شعبان ، میلاد امام حسین (ع) وروز پاسدار گرامی باد

مقام معظم رهبری :

پاسداری از انقلاب، مخصوص سپاه پاسداران که نیست؛

همه موظّفند -هر انسانی، هر موجود مؤمنی موظّف است.

قتی شما میگویید ما پاسدار انقلابیم، معنایش این است که انقلاب زنده است، انقلاب حاضر است، انقلاب موجود است.

اگر انقلاب -آنچنان که بعضی ادّعا میکنند یا بعضی آرزو میکنند- مرده بود، پاسدار لازم نداشت؛

وقتی شما میگویید من پاسدار انقلابم، یکی از معانی پاسداری و یکی از ابعاد مفهومی پاسداری، این است که انقلاب مورد تهدید است؛ بله، اگر تهدید نباشد، پاسداری لازم نیست. آنجایی انسان پاسداری میکند که تهدید وجود دارد؛

یک معنای پاسداری یعنی حراست کردن و حفاظت کردن،

یک معنای پاسداری یعنی گرامی داشتن،

پاسداشت کسی یا چیزی را داشتن، یعنی آن را انسان گرامی بدارد، آن را محترم بدارد؛ این هم هست. معنای پاسداری از انقلاب فقط حفاظت از انقلاب نیست – بلکه به معنای گرامی داشتن انقلاب، اهمّیّت دادن به انقلاب، بزرگ داشتن انقلاب هم هست. انسان پاس کسی را بدارد یعنی او را گرامی بدارد، قدر او را بشناسد، اهمّیّت او را بداند (۲۵/شهریور/۹۴)

برای پسندیدن یا ثبت نظر وارد شوید.

ghods

لطفا صبر کنید...

پنهان کردن تصاویر